تو می مانی و من از دیروز و امروز
و من به پرده ای فکر می کنم که
حقیقت نگاه تو را از من ربوده است
و به طناب داری می اندیشم که
همین نزدیکی هاست
همین جا
کنار جاده های سرد و برزخ بی روح قفس
حالا
تو می مانی و فردا
RSS